+ اینبار در اوج ناراحت شدن از خودم، تو اون لحظه ای که به حماقتم فکر کردم، تو لحظه ای که گفتم باشه سکوت میکنم، برای اولین بار درعین نفرت از خودم دلم از تو گرفت... چندین بار گفته بودم همیشه از بیان این موضوع و حتی فکر بهش می ترسم... خودت با یک استدلال منطقی گفته بودی ایرادی نداره بیانش کن... من بچگی کردم، من حماقت کردم، من بی فکری کردم اما اینبار شکستم از حرفت... ولی میدونی تو اون لحظه ای که هرکسی جای تو بود ازش متنفر میشدم اما بیشتر خواستمت... دلم گرفت ولی بیشتر از همیشه دوستت داشتم تو اون لحظه... گفته بودی دیوونه... آره من به چشم خودم دیدم که دیگه امیدی بهم نیست...
+ حال خوبی نیست... حس دختربچه ای منفور که تمام کائنات از اون متنفرن!
+ بابا لنگ دراز منی همیشه ❤️ بد بودن ها از جودیه وگرنه هنوزم مومنم به اینکه تو بهترین بابا لنگ دراز دنیایی... بهترین بابا لنگ دراز دنیایی وگرنه من تو همون حال جهنمی 26 خرداد میموندم... کسانی که میان و وبلاگ رو میخونن متوجه نیستن زیاد... نمیدونن همین که تو بدترین حال و هوای دنیات ولی باز هم چیزی رو بی جواب نمیذاشتی و مثل همیشه با محبت بودی یعنی چی... نمیدونن من گاهی چقدر میتونم بد و رواعصاب باشم... نمیدونن تو چقدر خوبی... نمیدونن خوب بودن های تو چقدر جنسش متفاوته... نمیدونن من وقتی میگم ممنونم که هستی واقعا چقدر خوشحالم از بودنت...
+ سکوت تا هر زمان که بخوای... بخوای تا همیشه... گفته بودم که تو چیزی بگی فقط میگم "چشم"... تمام دنیام رو تعطیل میکنم تا روزی که بگی ایرادی نداره بازم بنویس برام، بازم بگو... ننوشتن برات و حرف نزدن باهات حالمو بد میکنه... حال بد تموم هیجان دنبامو میگیره... دنیای بی شور و هیجان برای من حکم پوچی داره، حکم مرگ، حکم جهنم... همه جا هستم و هیچ جا نیستم تا این سکوت شکسته شه... مقصود تویی تلگرام و اینستا و وبلاگ بهانه ست...
ما را در سایت دنیای این روزای من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 20